مثنوی معنوی
اشعاری زیبا از اسداد شاعران(جلال الدین محمد بلخی)

دست بُگشاد و کَنارش گرفت***همچو عشق اندر دل و جانش گرفت

دست پیشانیش بوسیدن گرفت***از مقام و راه پرسیدن گرفت

پُرس پُرسان میکَشیدَش تابصَدر***گفت:گنجی یافتم آخِر بصَبر

گفت:ای هدیه حق و دفع حَرَج***معنی:ألصبرُ مِفتاحُ الفَرَج

ای لقای تو،جواب هر سؤال***مشکل از تو حل شود بی قیل و قال

ترجمانی هَرچِ مارا در دِلَست***دست گیری و هرکه پایَش در گِلَست

مَرحَبا یا مُجتبی یا مُرتَضی***اِن تَغِب جآع القَضا ضادقَ الفَضا

أنتَ مَولَی القَومِ مِن لایَشتَهی***قَد رَدَی کَلَّا لَئِن لَم یَنتَهی

 

پــــــــــــــــایان قسمت5

نوشته شده در تاريخ جمعه 31 مرداد 1393برچسب:مثنوی,معنوی,عاشقانه,عشق,ضدپسر,ضددختر,تصویر,عکس,تصاویر,شعر,اشعار,زیبا, توسط کوچیک شما(حــــــــمیدجلیلی) |